لزوم توجه به آرامستان‌ها

 داشـــتن فضـــایی براي نگهداري پیکر بیروح انســـان در شـهرها، موجب شـکل‌گیري فضـایی به نام آرامستان میشود. جایی که در گذشته مورد احترام بوده و در ساختار اصلی شهر وجود داشـــتـه؛ چرا کـه ارتباط بین دنیاي زندگان و مردگان بسـیار بیشتر بوده است. امروزه به دلیل ترس از پدیده مرگ و عدم ارتباط بین شــهرها و آرامســتانها، این فضــاها به عنوان فضـایی مترود شناخته می‌شوند. اهمیت فضاي آرامستانها در حدي است که برخی از صاحب نظران آغاز یکجانشینی را دفن کردن مردگان و ســـاختن آرامســـتانها در مکانی مشـــخص می‌دانند. آرامستانها ازجمله فضاهاي شهري‌اند که شهروندان در آنجا خود را در حدفاصل دودنیاي زندگی و مرگ میبینند. در طراحی این مکـانهـا باید تلاش کرد علاوه بر دفن مردگان محیط مناسـبی ایجاد شـود که التیام بخش شهروندان باشد و فضـــاي تـأملی را براي آنهـا فراهم کنـد. آرامستان– در تعریف دقیــق– عامـل اصـلی و آغـازگر معمــاري و ایجــاد فـضایی فرهنگی در شهرهاست. بسیاري معتقدند که معماري با آرامگاه و مقــــــابر آغاز می گردد» نوروزي فرد،1385 :1»  ســـاخـت مقـابر در معمـاري دوران اســـلامی بـه عنوان جلوه اي از بـاورها و آیینهاي مربوط به پاسداشت مردگان، توام با سایر بناهاي مذهبی دیگر از جمله مســـاجـد آغـاز شـــد و تقریبـا بـه موازات آن پیش رفت. آرامسـتانها به عنوان یکی از فضـاهاي تجهیزاتی شـهري نقش مهمی در ساختار شهري دارند و لازم است که به تاثیرات آرامســتانها بر ســاختار شــهري و آینده شــهري، همچنین همجواريهاي مناســب و نامناســب این فضــاها در برنامه‌ریزي شـهري توجه شود. «به دلیل کارکرد و وسعت آنها، آرامستانها مسـائل عمومی را مطرح میکنند. اول، محتویات حسـاس آنها، برخلاف اکثر کـاربريهـاي دیگر زمین، باعث ایجاد زمین دفن ثابت و دائمی شــده اســت. دوم، هنگام گســترش و ســاخت، تأسـیسـات دفن اغلب به عنوان مزاحمت تلقی میشوند. سوم، خاکسـپاري هم عوامل بیرونی محیطی مثبت و هم منفی ایجاد میکند. چهارم، تعداد مرگ و میرهاي بیشتر در دهه‌هاي آینده، اســکان بقایاي انســانی را براي جوامع دشــوارتر خواهد کرد، به ویژه اگر نیاز به خاکسـپاري داشـته باشند. (Basmajian and Coutts , 2013: 306)

آرامسـتانها، بخشی از ساختار شهرهستند که به واسطه قدمت و عملکردي که دارند، معرف بخشی از خاطرات ساکنان و همچنین شـهرهسـتند.در توجه به مسـأله مرگ، و به تبع آن آرامسـتان رویکردهاي مختلفی وجود دارد. برخی مرگ را پدیده اي ترســناك و نازیبا میدانند و در نتیجه معتقد به دور بودن آرامستانها از محل زندگی زندگان هستند و برخی آن را بخشی از چرخه‌ي طبیعت میدانند و میپذیرند. در گذشــته، مردگان مورداحترام بودند و آرامسـتان نیزدر ساختار اصلی شهر حضور داشت و ارتباط میان دنیاي زندگان و مردگان برقرار بود، امروزه به واسـطهي مذموم شـدن و ترس از پدیده مرگ و عدم ارتباط میان شهر و آرامستانها، آرامستانها به عنوان کاربري ناسازگار شـهري شـناخته میشـوند و بسـیاري از آرامسـتانهاي درون شهرها متروکه شده‌اند. ( کاظمی، 1395؛ 68 ).

آرامستان و آینده شهری

آرامسـتان در ایران یکی از عناصـر مهم شهري بوده زیرا که مکان و موقعیت این عوامل با اعتقادات مردم مســلمان ایران ارتباط مستقیم پیدا میکند زیارت قبور و فاتحه خواندن براي آنها از جمله اهداف مهم و مستحب مسلمانان است، که میتوانـد تـأثیر مطلوبی بر روحیـه افراد بگـذارد. چنین پیش‌بینی میشـود که تکمیل ظرفیت آرامستانها در دهه آتی مشـکلات عظیمی براي شـهرهاي بزرگ به وجود خواهد آورد؛ که منجر به ایجاد آرامستان دوم و سوم در شهرها می شود و به دنبال آن شهرها علاوه بر مشکل تکمیل ظرفیت آرامسـتانها با مسائلی هم چون دسترسی و کمبود فضا مواجه خواهند شد. از طرفی نحوه برخورد طرحهاي شهري در ایران با مسـئله آرامسـتان متأسفانه درست نمی‌باشد. این گونه به نظر میرسد که در اکثر برنامه‌هاي توسعه‌اي شهرها به آرامستان به عنوان مکانی صرفاً عملکردي همچون محل دفن زباله و تصفیه خانه آب برخورد شـده اسـت که باید به دورترین مکان منتقل شـــود. ( گلی و همکاران، 1395، 44 ) آرامسـتان شـهري تکه‌اي از شهر است که در آن فضایی که به نظر میرسد خیلی فراموش شده، در حال رشد است. در شـــهرهاي بزرگ، جایی که هیچ جاي خالی بیشـــتر در مرکز شــهر وجود ندارد، تأســیس دفن جدید به حاشــیه یا حومه گسـترش یافته اسـت. معمولاً آرامستانها با اولویت کمتري از طراحی مورد توجه هسـتند. به نوعی فراموش میشود که این فضــا هر روز بزرگتر و بزرگتر میشــود. خانه‌ها قابل فشــرده سازي، دفاتر به اشتراك گذاشته شده، فروشگاه‌ها قابل انباشت هسـتند، اما آرامسـتانها بدین صورت نیستند. تعداد مرگ را میتوان کـاهش داد، امـا آنچه دفن شـــده اســـت نمی‌تواند جایگزین شـود. آرامستان امکان دیگري ندارد جز "گسترش". زمین همیشـه در این نوع شـناسـی دائماً مورد تقاضـا خواهد .(Hariyono , 2015: 201-202).

 

دیدگاه شما چیست؟