الگوهای فراغتی زنان

یکی از مسایل بسیار مهمی که در زندگی همه انسانها و در کنار کار و فعالیتهای روزانه از اهمیت ویژهای برخوردار است اوقات فراغت و چگونگی گذران این اوقات است. اوقات فراغت را میتوان به طور نسبی پدیده‌ای مدرن و شهری تلقی کرد. نظر به ارزش والای زن در جامعه و توجه به این نکته که زنان نیمی از جامعه را تشکیل داده و محور خانواده به شمار می‌آیند و باید از نظر روحی و جسمی از سلامت برخوردار باشند. چگونگی گذران اوقات فراغت برای زنان دارای اهمیت ویژه‌ای است.

مفهومی که امروزه به اسم فراغت میشناسیم مفهوم جدیدی است و عملاً برآمده از تحولاتی است که با انقلاب صنعتی شروع شد. بنابراین پیش از آن اوقات فراغت با کار در هم تنیده بود و مرزبندی واضحی بین کار و اوقات فراغت وجود نداشت. به طور کلی در گذشته سرگرمیها مشخصاً تابع وضعیت اقتصادی و بافت جنسیتی خانواده‌ها بود. ( ذکایی، 1386: 15 ).

گروه بین المللی جامعه شناسی اوقات فراغت را اینگونه تعریف میکند: "مجموعه‌ای از اشتغالات، که فرد با رضایت خاطر، برای استراحت یا تفریح و یا به منظور توسعه آگاهی‌ها یا فراگیری غیرانتفاعی و مشارکت اجتماعی، داوطلبانه بعد از رهایی از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی بدان می‌پردازد" ( کوهستانی، 1387: 51 ). اهمیت اوقات فراغت به حدی است که رضایت از آن یکی از عوامل تاثیر گذار در رضایت از زندگی و در کیفیت زندگی است.

به طور کلی سه عامل کلیدی در فراغت عبارتند از : زمان، فعالیت و فضا. زنان در هر سه مورد وضعیت نامساعدی برای فراغت دارند. وقت آنها برای اوقات و فعالیتهای فراغتی محدود است، فضاهای فیزیکی و اجتماعی که زنان میتوانند در آنجا به فعالیتهای فراغتی بپردازد، محدود است و در واقع گزینه‌های اوقات فراغت آنها دچار محدودیت است. ( گرین 1990: 136 ). آمارها نشان می‌دهند بیشترین زمان فعالیت زنان در ایران، صرف نگه‌داری و مراقبت شخصی، فعالیت‌های قدیمی و استفاده از رسانه‌های جمعی می‌شود. ( مرکز آمار ایران، 1395 ). نیروهای پرتوان فناوری و جهانی شدن باعث شده‌اند که تعادل زندگی انسانها در ابعاد مختلف آسیب جدی دیده و به نظر می‌رسد برای درمان آن، ساختار کار و فراغت نیاز به مهندسی مجدد دارد. بیرون آمدن دختران و زنان جوان از خانه و تمایل آنها به سبکهای جدید زندگی، فراغت، مصرف و مد نشان دهنده‌ی دگرگونی ارزشها و پیدایش مسائل هویتی در زنان و دختران جوان است ( چیرانی و میر ابراهیمی 1393: 122 ).

دیدگاه شما چیست؟